تبليغاتX
...گلابتون
 

 

 

 

سبز سبز سبز رفتی!

+ نوشته شده توسط محمد غفوریان در یکشنبه سی ام تیر 1387 و ساعت 12:54 |
 

بازم بدبختی... اونم پشت سر هم

 

بخدا مردم گرفتار شدن .. همه

این عکسو ترمینال جنوب گرفتم.اولش که دیدم کلی دلم گرفت....

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط محمد غفوریان در شنبه بیست و دوم تیر 1387 و ساعت 12:15 |
 

نمی دونم این بیکاری تو چه وضعیه واقعا؟؟؟ خیلی با مدرک لیسانس و بالاتر از دانشگاه معتبر کشور بیکارن از اون ورم میبینم رو در و دیوار شهر دنباله بازاریاب غیر ایرانی میگردن!!!

به این می گن مملکت چون کار برای خارجیاش بیشتر از داخلی ها و هموطن ها و ایرانی ها هست

 

بازاریاب پاکستانی

+ نوشته شده توسط محمد غفوریان در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 و ساعت 21:33 |

الکترو مهدی

فروشنده الکتروموتور و گیربکس و انواع پمپ (کف کش و لجن کش و...)

سازنده و فروشنده انواع لوازم جانبی الکترو موتور  ( پایه . فانج . جعبه برق . کلمپ برق . پروانه های صنعتی انواع پوسته و درب الکتروموتور )

نماینده انحصاری کلیه قطعات الکتروموتور و سازنده انواع آن در ایران

تهران-سعدی جنوبی

۰۲۱۳۳۹۱۳۸۸۳

۰۲۱۳۳۹۴۳۱۳۳

۰۹۱۲۳۰۵۵۴۴۱

مهدی باوفا

+ نوشته شده توسط محمد غفوریان در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 14:55 |
سلام..گفتم بعد از مدت ها بیام یه طنزی بنویسم شاید دوباره خودم سر ذوق بیامو دوباره تو این وبلاگ بنویسم

بابا یه کم خندرو از علیرضا خمسه یاد بگیریم

 

 

صدام مي كني


آرزو مي كنم كاش كر بودم


تو كه لال نمي شي ...

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چن تا جک باحال:

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پليس به یارو: اينجا ماهي‌گيري قدغنه!!!

یارو : ولي اينجا تابلو نزدين!!!


پليس: نزديم كه نزديم، زود باش از بالاي اون آكواريوم بيا پايين

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یه قاضیه کار نا بلد يه نفرو محكوم به اعدام در اتاق گاز مي كنه


وقتي مي برنش مي بينن اتاقه سقف نداره


ميگن : اين چه اتاق گازيه كه سقف نداره ؟


مي گه : كپسول گاز كه خورد تو سرش مي فهمه 



ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یه بنده خدایی رو ميبرن جهنم


داد مي زنه: كمك ...كمك... جهنم آتيش گرفته

     

فعلن بای

+ نوشته شده توسط محمد غفوریان در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 و ساعت 11:2 |
 

از چارلي چاپلين مي پرسند : خوشبختي چيه ؟ ميگه خوشبختي فاصله اين بدبختي تا بدبختي بعديه

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سلام . این پست رو اختصاص دادم به عکس...

 

اول محبوبترین بازیگر زن ایرانی(  گلشیفته فرهانی )

 

 

 اینم از عکس دو محبوب و معروف جهانی ( برد پیت و آنجلینا جولی )

 

 

 

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ناگهان چقدر زود دير مي شود ! تا نگاه مي كني وقت رفتن تو ناگزير مي شود. ببين! آسمان ابري است، باران مي آيد. " بــــــــــمان ! لااقل باران را بهانه كن! "

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  همتونو دوس دارم...فعلن بای

 

+ نوشته شده توسط محمد غفوریان در شنبه دوازدهم خرداد 1386 و ساعت 12:20 |
سهراب سپهری...
 
نور را پيموديم دشت طلا را درنوشتيم
افسانه را چيديم و پلاسيده فكنديم
كنار شن زار آفتابي سايه بار ما را نواخت
درنگي كرديم
بر لب رود
پهناور رمز روياها را سر بريديم
ابري رسيد و ما ديده فرو بستيم
ظلمت شكافت زهره را ديديم و به ستيغ برآمديم
آذرخشي فرود آ‚د و ما را در نيايش فرو ديد

لرزان گريستيم خندان گريستيم
رگباري فرو كوفت : از در همدلي بوديم
سياهي رفت سر به آبي آسمان سوديم در خور آسمان ها شديم
سايه را به دره رها كرديم لبخند را به فراخناي تهي فشانديم
سكوت ما به هم پيوست وما ما شديم

تنهايي ما تا دشت طلا دامن كشيد
آفتاب از چهره ما ترسيد
دريافتيم و خنده زديم
نهفتيم و سوختيم  

                                           

هر چه بهم تر تنهاتر
از ستيغ جداشديم
من به خاك آمدم و بنده شدم
تو بالا رفتي و خدا شدي...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ         ــــــــــــــــــــــ          ــــــــــ        ــــ

زمان کم است...

 

 

+ نوشته شده توسط محمد غفوریان در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386 و ساعت 15:38 |
 

          

 

قد هزارتا قابلمه
با هر چی لب تو عالمه
می بوسمت قبل همه
به شرطی که به من بگی
دوست دارم یه عالمه

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بچه ها شوخی شوخی به گنجشك‌ها سنگ ميزنند و آنها جدی جدی ميميرند... آدمها شوخی شوخی زخم ميزنند و قلبها جدی جدی ميشکنند... و تو شوخی شوخی لبخند ميزنی و من جدی جدی عاشق ميشوم

... 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

 

خیلی نازه مگه نه

 

 دنبال كسي نباش كه باهاش زندگي كني دنبال كسي باش كه نتوني بدون اون زندگي كني!

 ـــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+ نوشته شده توسط محمد غفوریان در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386 و ساعت 22:41 |

 

رنگين كمان پاداش كسي است كه تا آخرين قطره زير باران مي ماند

 

صبح ها نميتونم صبحونه بخورم چون دوستت دارم.ظهرها نميتونم ناهار بخورم چون دوستت دارم.شبها نميتونم شام بخورم چون دوستت دارم.شبها نميتونم بخوابم....چون گرسنمه

 

 

قيمت ميوه در ميادين تره بار به شدت افزايش يافت. قدر خودتو بدون گلابي

 

 

اميد بهترين چيزهاو انتظاربدترين چيزها را داشته باش،زندگي يك بازي است وما هيچ كدام تمرين نداريم 

  

 

يك روز من و تو با هم وارد بهشت ميشيم تو به خاطر اون قلب پاكي كه داري و من به خاطر اينكه توي اون قلب جا دارم!!!!!! ( خیلی خوبی نازنینم )

+ نوشته شده توسط محمد غفوریان در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386 و ساعت 18:0 |

به درخواست دوستام آلبوم جدید( گیم اور = game over )شهرام کاشانی رو می زارم هر کی خواست به صورت رایگان دانلود کنه... ( روی کلمه ی دانلود کلیک راست کنید و گزینه ی save را بزنید )

 

 

 

 

 
۱ - Eltemas   دانلود

۲ -  Divonam Kardi   دانلود

۳ - Gol Yakh  دانلود

۴ - To Ki Hasti  دانلود

۵ - Baazi Tamoomeh  دانلود

۶ - Azto Nemisheh Gozasht  دانلود 

۷ - Yeh Maach Bedeh  دانلود

۸ - Eshgh Beh Man Nayoomadeh  دانلود

+ نوشته شده توسط محمد غفوریان در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386 و ساعت 10:58 |
 

 








درسـت قـضـاوت کـنـیـد

 

 

 

 

 

کوه پرسید ز رود ،

زیر این سقف کبود راز ماندن در چیست؟

گفت:" در رفتن من

کوه پرسید:"و من؟ "

گفت:" در ماندن تو "

بلبلی گفت:" و من ؟ "

خنده ای کرد و گفت: "در غزلخانی تو"

آه از آن آبادی

که در آن کوه رَوَد ،

رود، مرداب شود،

و در آن بلبل سرگشته سرش را به گریبان ببرد ،

و نخواند دیگر ،

من و تو، بلبل و کوه و رودیم

راز ماندن جز ،

در خواندن من ، ماندن تو ، رفتن یاران سفر کرده یمان نیست ، بدان !

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

و اما غم:

* در خواب ناز بودم شبي...ديدم کسي در مي زند...در را گشودم روي او ...ديدم غم است در مي زند...اي دوستان بي وفا از غم بيا موزيد وفا...غم با آن همه بي گانگي هر شب به ما سر ميزند

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 التماس دعا

+ نوشته شده توسط محمد غفوریان در جمعه سی و یکم فروردین 1386 و ساعت 15:19 |

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ یه داستان کوتاه ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

جوانه ای سر از خاک بیرون می آورد . درختی سر به فلک کشیده  می بیند که مقابل نور خورشید را گرفته است.... جوانه از او می خواهد کمی خود را کنار بکشد تا او هم از نور خورشید بهره ای ببرد ولی درخت  سینه سپر می کند و به او می خندد.........

جوانه ضعیف و بی رمق می شود .. که ناگهان درخت احساس دردی می کند . ضربات تبر هیزم شکن او را از پای در می آورد و جوانه به حال درخت می گرید.............

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تمام ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

حرف آخر

در ماندن و رفتن رازی هست و در خندیدن و گریستن حقیقتی دیگر...راز ماندن و خندیدن حقیقتا برای تو  ( با کمی تصرف  از فرزاد حسنی )

 

خدا حافظ همین حالا

+ نوشته شده توسط محمد غفوریان در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 و ساعت 17:8 |